1 - ابن عمر ( رض ) ميگويد حضرت پيامبر سر خود را نزديك چاه بدر اورد و فرمود : آيا انچه را كه پروردگار شما وعده فرموده بود ، حق يابيديد ؟
صحابه عرض كردند مردهها را مىخوانيد ؟ فرمود شما از انان شنواتر نيستيد لكن ( مردگان ) جواب نمىدهند . ( صحيح بخارى كتاب جنايز حديث شماره 1304 ) .
2 - نافع از عبد الله نقل مىكند كه جمعى از صحابه به انحضرت عرض كردند يا رسول الله مردهها را ندا مىكنيد ( صدا مىزنيد ) فرمود شما شنواتر بانچه كه گفتم از آنان نيستيد . ( بخارى حديث شماره 3802 )
3 - عن ابن عمر :
وقف النبى ( ص ) على قليب بدر فقال هل وجدتم ما وعد ربكم حقا ؟ ثم قال : انهم الان يسمعون ما اقول . فذكر لعائشة فقالت انما قال النبى ( ص ) انهم الان ليعلمون ان الذى كنت اقول لهم هو الحق ثم قرءت انك لا تسمع الموتى و ما انت بمسمع من فى القبور
( صحيح بخارى كتاب المغازى شماره 3759 و شماره 3760 ) درين روايت عبد الله همان فرمائش حضرت پيامبر را نقل مىكند كه انحضرت فرموده كه كفار كشته شده قريش در چاه آنچه را كه گفتهام مىشنوند ولى بىبى عائشة ( رض ) حرف عبد الله را رد مىكند كه انحضرت فرموده است انان ميدانند انچه را كه به انان گفته بودم حق بوده است نه اينكه مىشنوند .
بحث در اينكه قول كدام يك ( عبد الله و بىبى عائشة ) صحيح است ربطى بموضوع مورد نظر ما ندارد و حديث در هردو صورت دلالت بر حياة روح در برزخ مىكند زيرا شنيدن يا دانستن دليل بر حياة است و نيز نفس خطاب
مسايل كابل (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٤٤