( جواب ) : در فقه ما چنين اختصاصى اصلا وجود ندارد و هيچ فقيهى چنين تزويجى را منع نكرده است و هر مرد و زن باايمان كفو همديگر است و عقد انان صحيح است ، واقعيت اينست كه در جوامع عقبمانده حتى مترقىترين قانونها دچار خرافات مىشود ، بلى شكى نيست كه انتساب به حضرت رسولخدا - صلى الله عليه و آله - سبب احترام اخلاقى مىشود نه فضيلت ديگر . در اسلام منشا برترى تنها علم و تقوى است
( هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ .
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ )
ولى علم و تقوى نيز در مسايل حقوقى اثرى ندارد و شخص دانشمند و متقى نبايد امتيازطلب باشد بلكه تواضع او بايد بيشتر باشد .
( س - 91 ) : اگر ممكن است براى ما بيان داريد كه چه وقت و به وسيله كى نام اهل سنت و جماعت ، و نام شيعه بميان آمده است .
( جواب ) : درباره نامگذارى اهل سنت اطلاعى ندارم كه چه وقت و توسط چه كسى صورت گرفته است ولى درباره جماعت نوشتهاند كه پس از كنار رفتن امام حسن ( نواده حضرت رسول الله - ص ) از خلافت و بحكومت رسيدن معاويه در شام و عراق ان سالرا عام الجماعة ناميدند و مردم را اهل جماعة . و اما درباره نامگزارى شيعه احاديثى در كتب اهل سنت وجود دارد كه مىرساند نام شيعه را حضرت خاتمالنبيين ( ص ) بر پيروان على گذاشته است و اينهم پارهاى از ان حاديث :
1 - قوله ( ص ) لعلى :
انك ستقدم على الله انت و شيعتك راضيين مرضيين .
( نهاية ابن اثير . ج 3 ص 276 )