از بين مىبرد . ما حاضر شديم در پغمان و گفتيم كه يك كميسيون تعيين شود كه تمام جنگ را ريشهيابى كند ، ما دو نفر را تعيين كرديم اما از شما خبرى نشد همين الان كميسيون را تعيين كنيد تا مسائل را بررسى كند . ما هم طرفدار تخليه نيستيم كه شما از منطقه خارج شويد اما برادران اتحاد پيشنهاد كردهاند كه تخليه كنيم ، اگر وضع آرام بود مسألهاى نبود اما حالا چگونه مركز خود را تخليه كنيم ؟ شما از جنگ اول حتى اسير داريد ؛ نزد معلم تور ، سه نفر اسير است كه روزها سرشان كار مىكند و شب مىبرد جايى . دزدى از هردو طرف شده است ، در جنگ اول برادران اتحاد بودند ، همين ديروز پسر بچه هزاره را سرش را بريدهاند . از هردو طرف ظلم شده است .
آقاى سياف : من از كوتهسنگى و همه گذشتم .
استاد ربانى : من به همين عقيده هستم كه قضيه حل شود ، مهاجر كشيدن خودش جنگ را مىآورد ، مسائل راهها خطرناك شده است
آقاى سياف : از باميان هم مردم برآمدهاند تا شش پل رسيدهاند .
استاد ربانى : شما هم مردم را نكشيد ، پستهها همه از بين برود .
حكمتيار مىجنگد كسى تحمل نمىكند ، يا دولت از بين برود يا حكمتيار . در همين پاكسازى بايد همگى برآيند . اين مسائل را بايد حل
مصوبات شوراى رهبرى مجاهدين (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٢٧