تمام مذمتهاى دينى متوجه قسم اول است كه به زندگانى جنگل شباهت دارد . و فرهنگ مادى را شامل مىشود .
در حديث مىخوانيم حب الدنيا رأس كل خطيئته . محبت دنياى حيوانى ( يا فرهنگ مادى ) ما به تمام خلافكارىها مىباشد .
زهد اسلامى با پولدارى منافات ندارد بلكه دو مفهوم ديگر را نفى و طرد مىكند .
1 - غرق شدن در لذتجويى
2 - وابستهگى نداشتن روحى ، به مال و منال .
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
( الحديد 23 )
نفس به جايى برسد كه آنچه از دنيا از او تلف گردد ناراحت نشود و به آنچه كه خدا به او داده است شاد و متكبر نگردد ، بعضى از مفسرين كلمه فرح را به شادىاى كه مقرون به تكبر باشد تفسير كردهاند و اين فول تا حدى بعيد نيست .
سوم لذتجويى :
لذتجويى خواست طبيعت انسانى است و قابل رد نيست و فرهنگ دينى آن را در اصل قبول دارد ، قرآن از زبان قوم قارون نقل مىكند كه به او گفتند : و ابتنغ فيما اناك اللّه دار الاخره و لا نفس