وضعى قابل آشتى كردن نيست و دايما در تزاحماند و همين تزاحم بازار پليس و مدعى العموم ( سارنوال و دادستان ) و محاكم و قاضيان را گرم نگهداشته است ، بدتر اين كه خودمحورى منشاء تمام جنگهاى مهم جهان انسانى از سحرگاه خلقت تا برپايى رستاخيز است ، و هيچ راهى براى اصلاح آن وجود ندارد .
ما در دهه سوم قرن پانزدهم هجرى قمرى هستيم و هزاران سال و يا صدها هزار سال تجربيات بشرى را پشت سر گذاشتهايم ، صنعت و علم در راه تكامل خود قدمهاى زيادى را برداشته و به سرعت به سوى آينده نامعلوم خود در حركت است .
قوانين حقوقى و مدنى و جزايى در زمين و دريا و فضا وضع شده . دواير اجرايى و امنى و قضايى و تقنينى ، عريض و طويل شده ، سازمان ملل بوى حكومت واحد جهانى را به مشام مىآورد . و قرن گذشته ما را قرن نور نام نهاده بودند .
ولى جنگهاى انسانها شدت و حدت بيشترى يافته و دو جنگ مغربزمين ميليونها تن تلفات و ضايعات و ميلياردها پول خسارت به جا گذاشت .
جنگهاى محلى با قساوت و حيوانيت بيشتر توسط همين انسانهاى مدعى تمدن در قرن بيست و يكم ، بر كشورهاى كوچك
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٢٦