لبنان و فلسطين حكومت واحد ديگرى را شكل دهند و به همين ترتيب دولتهاى فعلى مسلمانان در پنج ، شش واحد مقتدر جمع شوند مسلمانان حال ديگرى پيدا مىكنند . و چنانچه اين چند واحد بزرگ با اعتماد عميقى كه به خود پيدا مىكنند بين خود همكارى همهجانبه سياسى و اقتصادى و علمى و فنى داشته باشند ناگفته پيداست كه چه بركاتى را خداوند به آنان مىدهد .
آخر اين دسته قليل هوسباز فعلى كه سرزمينهاى اسلامى را اينچنين تجزيه كردهاند ، چهكارهاند كه براى شهوت خود امت مرحومه را به اسارت خود درآوردهاند .
اگر كارشناسان به وجود آمدن چند دولت فوق را در قدم اول عملى ندانند مىشود چند فدراسيونى موقتا به وجود آورند و سپس به دولتهاى واحد برسند .
مساله 412 : اگر اين فرضيه عملى شود مردم اين كشورها به عنوان نماينده خداوند در روى زمين در صلح و رفاه انسانهاى روى زمين نقش مفيدى را ايفا مىكنند .
و آنچه را كه در فصل 19 به نام بلاهاى بىدرمان دولتها بيان كرديم ، تا حدود زيادى مهار مىنمايند .
مساله 413 : اگر اين وظيفه كه فعلا يك نوع آيده لزم و ذهن گرايى است ولى وظيفه واجب شرعى است ، روزى عملى گردد مسلّما زمينهساز حكومت واحد جهانى مسلمانان نيز مىشود كه مستلزم
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢١٦