موضوعات اندكى تغيير كرده است ؛ مثل اينكه آيت اللّه سيستانى اخيرا دو رساله عمليه با نامهاى « الفقه للمستغربين » ، فقه براى غرب نشينان و « فقه الحضاره » ، فقه مدنى ، نوشتهاند .
ولى همه اينها از يك خصيصه مشترك رنج مىبردهاند و آن پرداختن به احكام فردى و دورى از احكام عمومى سياسى و مدنى بوده است و دليل چنين كاستى را يكى از فقهاء ، سه چيز مىداند :
1 . آنچه را كه به چشم سر خويش فقيهان ، از جور ، خشونت ، قساوت و قلب حقايق از سوى حاكمان و سياستپيشگان مىديدند .
2 . لاابالىگرى ، توجيهگرى و همنوايى با ظالم از سوى كسانى كه به عنوان عالم دين و فقيه به حكومت و سياست در گذشته نزديك بودهاند . ( كه متاسفانه در شرايط حاضر نيز به وضوح ما شاهد چنين امرى هستيم ) .
3 . و در دو سده اخير ، القاى دورى و دوگانگى دين و سياست از سوى غرب و عمال آنها . 2
مرحوم آيت اللّه نائينى در « تنبيه الامة » امر چهارمى را نيز يادآور شده و مورد تاكيد قرار مىدهد . وى با تاسف مىگويد :
« ما كه توان آن را داشتهايم از يك جمله « لا تنقض اليقين بالشك » آن همه قواعد كلى و دقيق استخراج نمائيم ، چگونه از
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 5
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٥