واقعيتها را بيان مىكردند ، ولو تلخ باشد ، انبياء مىخواستند مردم رشد عقلانى پيدا كنند . زندگى به خيالات پيش نمىرود ، زندگى مشكلات زياد دارد ، واقعيتهاى زياد دارد ، ما بايد در ابعاد مختلف دينى ، اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى و سياسى با واقعيتها سروكار داشته باشيم ، هرچيزىكه انسان را از واقعيتها دور كند و بهسوى تخيلات سوق دهد ، براى زندگانى انسان ضرر مىرساند . خداوند متعال جل جلاله براى اينكه ادعاى مشركين را كه مىگفتند ، پيغمبر خيالاتى شده است باطل كند ، آيه مباركه را نازل فرمود .
« وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ »
بعضىها گفتهاند كه آيه مباركه براى كراهت است و بعضى ديگر گفتهاند كه براى حرمت است . در آيه ديگر مىفرمايد :
« وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ »
« 1 » اين آيه مباركه ، خبر مىدهد و در مقام تفهيم به كفار قريش مىفرمايد : ما پيغمبرى را براى شما فرستاديم كه نه مىتوانست خط بخواند و نه مىتوانست چيزى بنويسد ، او چهل سال در ميان شما زندگى مىكرد ، شما او را خوب مىشناسيد كه نه خواندن را ياد داشت و نه نوشتن را ، آيا در اينصورت او مىتواند كتابى را از خود درست كند كه تمام مجامع فرهنگى شما را مبهوت سازد ؟ .
هامش
( 1 ) - عنكبوت / آيه 48