خدا است ، براى انسان جهت مىدهد . قرآن كتاب شعر نيست كه فكر انسان را به عالم خيال سوق دهد ، مثل معتادان . مىگويند : كسانىكه از مواد مخدر چرس ، استفاده مىكنند ، در عالم خيالات فرو مىروند ، ( نيشه ) مىشوند عقل خود را از دست مىدهند ، بعضى اوقات چرسىها شعر هم مىخوانند : وقتى مىخواهند چرس بكشند ، مىگويند : ( چرسى بزنم كه جبرئيلش نزده ) ( خنده حضار ) .
شعر يك هنر ادبى است ذوق مىخواهد ؛ ولى بر پيغمبر اين هنر ادبى حرام است ، چرا حرام است ؟ جواب اين است كه صرف نظر از آيه قرآن ، شعر با احساسات انسان سروكار دارد و هر چند بيشتر با احساسات مردم در ارتباط باشد ، شعر در نظر مردم محبوب جلوه مىكند ، شعر بيشتر با تخيلات آميخته است و تخيلات معمولًا با احساسات در ار تباط است ، مثلًا فردوسى وضعيت يك جنگ را اينگونه بيان مىكند ! . قرآن با حقايق عينى بدن و روح آدمى سر و كار دارد و با تخيلا هيچ ارتباطى ندارد .
زسمّ ستوران درآن پهن دشت * زمين شد شش و آسمان گشت هشت
مىگويد : وقتىكه جنگ شروع شد ، سرعت و شدت آن به حدّى بود كه از سُمّ اسپ آنان گرد و غبارى شديدى به هوا پديد آمد ، كه گويا از هفت طبقه زمين يك طبقه آن غبار گرديده و به هوا رفت ، گويا اينكه اين گرد و غبار ، طبقه هشتم آسمان را تشكيل