تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
( يك مرتبه در قندهار كسى آمد به من گفت : مىخواهم به حج بروم ، آمدم به شما خمس بدهم ، ( من مىدانستم كه او رشوت مىخورد ) گفتم : به تو خمس تعلّق نمىگيرد و مكه هم برتو واجب است ! لازم نيست مكه به روى ! چرا خود را زحمت مىدهى ؟ او منظور مرا نفهميد ، گفت : چرا ؟ گفتم خمس مربوط به مال خود انسان است ، مكه بركسى واجب است كه مصرف خانه و مصرف رفت و برگشت خود را داشته باشد ، تو چيزى ندارى كه مكه به روى ! پول‌هاى كه نزد توست ، همه مال مردم است ، از مردم رشوه گرفته‌اى ! تو از همه مفلس‌تر هستى ، حج برتو واجب نيست ! حرف‌هاى من به او برخورد ، از جاى برخاست و بيرون شد ، من همه چيز را به او گفتم ؛ ولى حرف مرا قبول نكرد . خوب معلوم بود كه او بخاطر شهرت به مكه مىرفت ، بخاطر اين مىرفت كه مردم به او حاجى صاحب بگويند ، او با همان پول‌هاى رشوه رفت به‌مكه ، تا خيال خودش مناسك حج را انجام دهد ) . [ واقعاً شتر و اسپ ، از بعض انسان‌ها بهتراند ، شتر مانند انسان عقل و شعور كافى ندارد كه خوب و بد را تشخيص دهد ، انسان داراى عقل و شعور است ، مىتواند تحقيق كند و مطالب را براى خود روشن كند . قرآن مجيد مىفرمايد : سُود نخوريد ، رشوت نگيريد ، به ملت و كشور خود خيانت نكنيد ، مال مردم را به ناحق نخوريد ، به كسى ظلم روا نداريد ، كارهاى بد انجام ندهيد ؛ اگر اين