باشد ؟ اسلام قانونى براى اداره بشريت كنونى ندارد ، براى چه مىخواهيد دين دولتها اسلام باشد ؟ ما بايد جواب آنان را بگوييم ، چگونه بگوييم ؟ به صورت منطقى و معقول بايد جواب آنان را پاسخ داد .
ما و شما در كشور اسلامى مانند افغانستان زندگى مىكنيم ، دين رسمى كشور ما اسلام است ، حالا كسى به اين قانون عمل نمىكند ، حرف جداگانه است ، ماده اول ، دوم و سوم قانون اساسى افغانستان ، از بسيارى قوانين كشورهاى اسلامى بهتر و بالاتر است . منبع تقنين فقط دين اسلام است ، ماده سوم قانون اساسى مىگويد : هيچ حكمى مخالف احكام شريعت اسلام نمىتواند در كشور وضع شود ، هيچ حكمى نمىتواند با احكام فقهى اسلام مخالفت كند ، چه رسد به اينكه با اصول اسلام مخالفت كند ، ماده سوم بر تمام قانون اساسى حكومت دارد ؛ ولى كسى به آن عمل نمىكند ، قانون اساسىما يكى از بهترين قوانين در كشورهاى اسلامى است ، نقض در وجود خود ما است كه به آن عمل نمىكنيم . عملنكردن به قانون اساسى كشور بحث ديگرى مىخواهد ، منتهى دل انسان بهدرد مىآيد و نمىشود در برابر آن سكوت نمود ، ما امروز نه استقلال سياسى داريم ، نه حاكميت ملى ، دولتمردان از ترس خارجىها به قانون اساسى كشور كه " صددرصد " اسلامى است توجه نمىكنند . آنان از
خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٤١