نمىيابد بلكه بايد در بين اين افراد كسر و انكسارى باشد تا تركب مطلوب حاصل آيد چيزهاى زيادى است كه شيرازه اجتماع را از هم ميگسلاند و پيكر جامعه را مجروح مىكند ، و مىتوان از عوامل فساد اجتماع به عنوان نمونه مطالب زير را نام برد .
1 - اتلاف نفس .
2 - تجاوز به ناموس .
3 - خيانت در اموال .
4 - ظلم جسمى و عرضى .
5 - همسويى نداشتن افراد .
البته بشر به واسطه تجاربى كه در قرون متمادى به دست آورده توانسته است به وسيله تشكيل حكومت و وضع قوانين مقدارى از توسعه اين عوامل را جلوگيرى كند چنانچه ما در دنياى كنونى خود شاهد و ناظر آنيم ، ولى جاى ترديد نيست كه هر قدر حكومتها دستگاه پليس را بيشتر تقويه كنند به همان موازات مراكز فساد نيز توسعه مىيابد و طريق تازهترى را پيدا مىكند و ما امروز مىشنويم كه فساد در اروپا و امريكا عميقانه ريشه دوانيده و دستگاه طويل و عريض پليس با آنهمه شدت و فعاليت به هدف مطلوب خود نرسيده و كار مهمى را از پيش نبردهاند و اين موضوع را خود آنها ( قرار
فوايد دين در زندگانى (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٦٣