جنگ و نبرد حيات را به نفع او خاتمه مىدهد و طبيعت قهراً شكست مىخورد و سعادت نصيب انسان فاتح و پيروز مىشود .
و جز استقامت ديگر چيزى قادر نيست جريانات طبيعى و محيطى را پايمال گرداند و عاقبتكار را به مرام اين موجود صابر منقلب كند ، آرى
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند * از عقب صبر نوبت ظفر آيد
صبر يعنى استقامت در مقابل آرزوهاى شهوانى و اميال حيوانى ، يعنى زبون و ذليل نشدن در مقابل حوادث زندگى ، يعنى پايدارى در انجام وظايف ، و وادار نمودن نفس و عادت دادن او را بر خط مستقيم و اين همه استقامت جز دين ضامن اجرايى ندارد و يا اين كه مؤثرترين عامل او دين و اعتقاد به وجود خداوند دانا و پاداش دهنده است !
علاوتاً دين درباره استقامت و صبر دستورات مؤكد و مشوقى دارد كه در جان و روان پيروان حقيقى خود تأثير به سزايى نموده و اينك ما در اين جا مقدارى از آن دستورات و سفارشات را نقل و سپس تأثير آن را به طور نمونه به ملاحظه شما مىرسانيم !
1 -
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا
( هود 112 ) .
پس استقامت كن اى رسول من به طورى كه به تو امر شده و كسى كه با تو توبه كرده است و طغيان نكنيد .