راهى است كه طبع آن را اختيار نموده و اين ضرر بزرگ را بايد متحمل شد ! !
ولى دين قادر است اين مشكله را بر طرف كند و بنفوذى كه در اعماق روح و جان اتباع و پيروان خود دارد و به ثوابهايى كه در آخرت نويد مىدهد به طرز خيلى ساده محبت و دوستى و نوعپرورى را مستحكم مىدارد و افراد را مانند حلقههاى زنجير با هم پيوند مىدهد ، آرى دين هرچند اوصاف فطرى را زايل نمىتواند و نه چنين نقشهاى دارد بلكه به وعده ثواب كه منفعت مادى و معنوى در نشه آينده زندگى است حس خودخواهى و خودپرستى انسان را تا حدود زيادى تقليل داده و تعديلش مىكند و او را وادار مىكند تا با مردم محبت و دوستى و صميميت داشته باشد . پر واضح است اجتماعى كه بر اساس محبت صادقانه و دوستى بىشائبه و صميمانه افراد بناء شود براى رفاه عمومى و بهرهبردارى انفرادى چه قدر مفيد و نافع است ، گمان نمىكنم اين موضوع با آنهمه اهميتى كه دارد به واسطه وضوع خود محتاج به تفصيل و بيانى باشد .
حالا مناسب است كه بعضى از سفارشات اسلام را درباره تأكيد محبت نمودن با مردم براى خوانندگان گرامى ارائه دهم .
1 -
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
( سوره حجرات آيه 10 ) مؤمنان فقط و فقط برادران همديگرند و درباره برادرى مؤمنين و اين كه مؤمن برادر