مىكند .
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
« 1 » دل آرام گيرد زياد خدا ، ياد خدا روح انسان را شفاف و روشن مىكند .
« لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ »
گاهى انسان فقط گمان دارد ، يقين ندارد كه بگويد ، صد درصد قيامت است ! اما يكوقتى انسان پس از تحقيق و جستجو به وجود قيامت يقين پيدا مىكند و مىداند كه قيامت " صد درصد " وجود دارد ، ايمان نيز چنين است ، تا انسان ارتباط خود را به خدا محكم نكند ، به قيامت يقين پيدا نمىكند ، انسان وقتى يقين پيدا نمود كه خداى واحد وجود دارد ، به وعدههاى او نيز يقين پيدا مىكند .
انسان گاهى مثلًا ، احتمال مىدهد كه سقف خانهاش محكم است و پايين نمىآيد ؛ ولى يقين ندارد ، چون صورت ظاهر را مىبيند كه در سقف خانه كدام درزى وجود ندارد ، همچنين ممكن است اين احتمال نيز وجود داشته باشدكه سقف پايين بيايد ، ولو احتمال ضعيف باشد ، انسان در حد گمان خود ادعا مىكند ، نه در حد يقين . گاهى مىشود انسان يقين پيدا مىكند و يا مطمئن مىشود سقف خانه پايين مىآيد ، چون مىبيند كه سقف خانه ترك برداشته است . وقتىكه انسان به يقين برسد ، احتمالات بىاعتبار گرديده و موضوع جدى مىشود . حتى يقين نيز داراى سه مرتبه است كه هرمرتبه آن نسبت به مرتبه ديگر فرق مىكند .
مراتب يقين
1 - مرتبه اول : علم اليقين است ، مثل اينكه كسى بيايد به انسان بگويد ، آتش سوزنده است ، اگر انسان داخل آتش بيفتد مىسوزد ، از تعريف كسى ديگر انسان يقين پيدا مىكند كه آتش سوزنده است .
هامش
( 1 ) - رعد / آيه 28