پيغمبر به مسلمانان دستور داد تا قربانىهاى خود را ذبح نموده و سرها را بتراشند و از احرام خارج شوند ، وقتىكه آنحضرت متوجه شد ، مسلمانان به حرف او عمل نكردند ، خودش به اين كار مبادرت ورزيد ، شتر خود را ذبح نمود و قربانى خود را انجام داد ، سر مباركش را تراشيد و از احرام خارج شد ، وقتىكه مسلمانان متوجه شدند كه پيغمبر عملًا چنين كارى را انجام داد ، به تبعيت از آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم همهى آنان مجبور شدند شترهاى خود را ذبح نموده و سرهاى خود را بتراشند ، يكعده تا آن موقع هم راضى نبودند كه حرف پيغمبر را قبول كنند ؛ ولى فكر كردند ، اگر به تبعيت از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم چنين كارى را انجام ندهند ، متهم به سرپيچى از حكم خدا مىشوند ، لذا با دلهاى پردرد و با كراهت تمام ، شترهاى خود را قربانى كردند و سرهاى خود را تقصير كردند ، يا تراشيدند و از احرام خارج شدند .
بشارت به فتح آشكار
بعد از انجام مناسك حج در حديبيه ، پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم همراه با ساير مسلمانان بسوى مدينه حركت كردند ، در عين حال مردم متوجه شدند كه حالت نزول وحى بر پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مشاهده مىشود ، بعد از مدتى پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اكنون وحى برايم نازل شد ، فرمود :
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
ما به تو فتح آشكار و روشنى را عطا نموديم ، يعنى زمينه يك فتح آشكار را براى تو فراهم ساختيم .
اولين آيه مباركه سوره فتح ، در حديبيه نازل گرديد ، بعد از نزول آيه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم خوشحال گرديده و آن را براى مسلمانان قرائت كرد ، بعدازاينكه مسلمانان فهميدند خداوند جل جلاله وعده فتح و پيروزى را به آنان داده است ، خيلى خوشحال شدند و حالت كراهت و پريشانى نيز از ميان اصحاب بر طرف گرديد .