نمىپذيرند . عرض كردم كه انبياء در طول تاريخ ، با همين مشكلات و بهانهگيرىها همراه بودهاند ؛ اين يكى ازمشكلات مشترك بين تمام انبياء عليهم السلام بود .
2 - انكار قيامت
دومين مشكل مشترك انبياء عليهم السلام موضوع قيامت بود كه آنان به مردم مىگفتند : بعد از مردن قيامت است ، حساب است ، پاداش و عقاب عمل است ، مشركين چنين چيزى را قبول نداشتند ، گفته انبياء را به باد مسخره مىگرفتند . مىخنديدند و مىگفتند : مگر ممكن است كه بعد از اينكه خاك شويم ، دوباره زنده شويم ؟ معلوم است زنده نمىشويم ! ما بعد از مردن خاك مىشويم و تمام اجزاى بدن ما نابود مىشوند . قيامت در كجاست ، حساب و كتاب چيست ؟ با توجيهات ساده و بىمورد منكر قيامت مىشدند ، يا حدّ أقل نسبت به آن با ديده شك و ترديد نگاه مىكردند .
بههرصورت حرف انبياء را قبول نمىكردند . در زمان جاهليت مردم از نظر علمى ضعيف بودند و نمىتوانستند با اين گفتهها خود را قانع كنند . اما در قرن بيست و يكم ، علم پيشرفت نموده است و راههاى قيامت را تا حدودى زيادى علمى و هموار نموده است ، اكنون شك و ترديد نسبت به قيامت برداشته شده است ؛ ولى عدهاى از انسانها تا هنوز هم با همان افكار جاهليت ، قيامت را انكار مىكنند . بىعقلى و لجبازى ماتريالستهاى قرن بيست و يكم ، به مراتب از بىعقلى و لجبازى مشركين قريش بيشتر است ، مشركين سيزده قرن قبل زندگى مىكردند ؛ اما ماترياليستها بعد سيزده قرن ، رشد و ترقى ، همان حرفهاى مشركين را تكرار مىكنند . خيلى شرم آور است كه با اينهمه رشد وسيع علمى ، خصوصاً رشد قابل