تكبر ، نخوت و تعصب خصم آلود است ، تعصبىكه با غضب همراه باشد ، حمية گفته مىشود . در اينجا مراد همان معناى دومى مىباشد . مىفرمايد : دو طرف در حالت خاصى قرار داشتند ، مشركين گرفتار تكبر ، غرور و تعصب بودند ، مىگفتند : ما قريش هستيم ، ما در مكه زندگى مىكنيم ، ما در مركز بتها موقعيت داريم ، ما نمىخواهيم مسلمانان داخل مكه شوند ؛ زيرا بعضى از آنان تا ديروز نوكران ما بودند ، عدهاى ديگرشان قاتل پدران ما هستند و ما به هيچوجه به بردگان سابق و به قاتلين پداران خود ، اجازه ورود به مكه را نمىدهيم . مشركين از ناحيه غرور و نخوت در عصبيت گرفتار بودند ؛ اما مسلمانان به اعتماد بنفس ، ايمان و آرامش خود متكى بودند ، اعتماد بنفس براى انسان از هرچيزى ديگر بالاتر است .
صبر و بردبارى مسلمانان
قرآن مىفرمايد :
« فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
معناى آيه مباركه همين است كه ما بر شما سكون ، آرامش و اعتماد بنفس نازل كرديم ، اعتماد بنفس يك نعمت بس بزرگى است كه در موقع حساس جنگى خداوند به رسول خود و به مؤمنين تحت فرمان او عطا فرمود ،
« سَكِينَتَهُ »
در واقع ، تحفه بزرگ خداوندمتعال جل جلاله به بندگان مؤمن و متدينش است . مسلمين در حديبيه به آرامش و اعتماد بنفس زندگى مىكردند ؛ اما مشركين مكه ، با غرور ، تكبر و تعصب مبتلا بودند
. « وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى »
بعضىها
« كَلِمَةَ »
را به معناى روح گرفتهاند ، يعنى خداوند روح تقوى را به مسلمانان عطا فرمود ، در واقع اين يك مدالى بود كه در صلح حديبيه نصيب مسلمانان شد .
« وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها »
آنان مستحق اين مدال و اهل پاداش آن بودند ، اين بود حالت روانى طرفين كه خداوند متعال جل جلاله در اين آيه