خود ترس داشتند ، قرآن كريم در جايى مىفرمايد :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
« 1 » رسول من ! عدهاى از بيابانىها نزد تو مىآيند ، ادعا مىكنند كه به تو ايمان آوردهاند ، به آنان بگو ! هنوز ايمان در قلبهاى تان داخل نشدهاست و بايد بگوييد كه به تو تسليم شدهايم .
وجوب اطاعت از پيغمبر
آنانىكه در مدينه از دستور پيغمبر تخلف كردند ، مثل همان بيابانىهاى بودند كه ايمان در قلبهاىشان داخل نشده بود . يكعده هستند كه از جنگ فرار مىكنند ، حكم آنان معلوم است كه فرار از جنگ از گناهان كبيره است ، يكوقت ديگر فرار نمىكنند ؛ ولى بهانه مىگيرند و نمىخواهد در جهاد شركت كنند . بهانه گيرى و تعلل نيز كار حرام است ، خصوصاً وقتىكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه مؤسس حكومت اسلامى است ، دستور مىدهد كه حركت كنيد ، براى همه واجب مىشود كه فوراً حركت كنند ، ولو براى جنگ هم نباشد ، به محض دستور پيغمبر بر انسان واجب مىشود كه از او اطاعت كند . در اين سفر هرچند موضوع جنگ مطرح نبود ؛ ولى همينكه پيغمبر دستور داده بود برتمام مسلمانان واجب شده بود تا به نداى آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم لبيك گويند ، حالا ممكن است كسى بگويد : پيغمبر براى جنگ به حديبيه نرفته بود ، براى چه اطاعت از حكم او بر مردم واجب بود ؟ جواب واضح
هامش
( 1 ) - حجرات آيه 14