گمراه كنندهها
مطلب دوم : انسانيت انسان تقاضا نمىكند كه به طرف باطل برود ، هيچ كس راضى نمىشود كه دروغگو باشد يا از حق دور باشد ، چه رسد به اينكه دروغ پرداز باشد . انسان دروغ پرداز در واقع نوكر دروغگويان است ؛ براى اينكه دروغگوى دروغ مىگويد و دورغ پرداز آن را توجيه مىكند . يك موقع كسى پيدا مىشود كه حق را اصلًا قبول ندارد و زير بار حق نمىرود ؛ منتهى كار به كار ديگران ندارد ؛ ولى يك وقت كسى در ظاهر حق را قبول دارد ؛ اماّ در باطن آن را قبول ندارد . باطن او فاسد است و در عمل ديگران را گمراه مىكند ، در عمل مردم را به بيراهه مىكشاند . معلوم است كه دومى خبيثتر وپليدتر از اولى است . ممكن است كسى پيدا شود به خاطر پستى و خبث باطنى ، يا به خاطر جهالت و نادانى خود ، يا اينكه غبى و كودن است به راه باطل رفته و گمراه شود . ما به چنين شخصى كار نداريم ؛ ولى يك موقع است كه عدهاى بهنام استاد و يا معلم در مدارس و مكاتب ، عمداً بچههاى مردم را بىدين درست مىكنند ، بچههاى كوچك نمىدانند كه استادشان گمراه است ، فكر مىكنند هرچه استاد به آنان مىگويد درست است . اين گونه اساتيد باطن سياه دارند و از طريق مختلف ، با الفاظ جذاب و فريبنده بچههاى كوچك مدرسه را از دين منحرف مىكنند . گاهى هم با مسخره ، توهين و تحقير ، بچههاى كوچك را از حق دور و به باطل وصل مىكنند . اين عده خيلى خطرناك هستند و ما بايد هميشه مواظب چنين افرادهاى خبيث و گمراه كننده باشيم .