استعمارگران و استثمار كنندهگان به اهداف شوم خود برسند . به عنوان مثال اگر يك كشورى معادن طبيعى زياد داشته باشد ؛ معادن طلا ، نقر ، مس ، و ساير فلزات گرانقيمت و دست نخورده داشته باشد ؛ خارجىها بخواهند اينها را مُفت و يا با قيمت ارزان ببرند ؛ دولت آن كشور را تحت فشار قرار مىدهند تا به هر نحوى كه باشد قرار داد را با آنها امضاء كنند ، اگر دولت بهخاطر منافع ملى خود از امضاى آن قرار داد امتناع ورزد ، استثمارگران شروع مىكنند به ايجاد اختلاف ، در ابعاد مختلف نفاق افگنى مىكنند ، آنوقت مزدوران داخلى آنان نيز توسط تلويزيونها ، راديوها ، روز نامهها و مجلههاى كه در داخل كشور در اختيار دارند ، شروع مىكنند به فرياد كشيدن ، چنان تبليغات مىكنند تا اذهان جامعه را مغشوش كنند . افكار جوانان را به يكطرف مشغول مىكنند ، افكار پيرمردها را بهطرف ديگر مشغول مىكنند . سرانجام مردم را عليه حكومت ملى تحريك نموده و توسط تظاهراتها ، راهپيماىها اعتصابها دولت قانونى آنان را ساقط مىكنند . وقتى دولت را ساقط كردند ، حرج ومرج را در ميان مردم دامن مىزنند تا زمينه استثمار آنان فراهم شود .
استثمارگران هميشه از اين روش استفاده مىكنند ، زمانىكه يك كشور دچار كشمكشهاى داخلى گرديد ، مردم اراده خود را از دست مىدهند و نمىتوانند راجع به سرنوشت سياسى خويش تصميم بگيرند . آنوقت خارجىها يك دولت مزدور خاين و ضعيف الاراده را بنامهاى دموكراسى ، روشنفكرى ، حقوق بشرى و دهها نام فريبنده ديگر بهوجود مىآورند و تمام ثروت و سرمايه ملى آن كشور را تاراج
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣١