در يك خانه زندگى مىكردند و مربوط يك واحد تشكيلاتى مىشدند ؛ ولى وقتىكه خدا مىخواهد عذاب را نازل كند ، به فرشتهها دستور مىدهد كه لوط و همراهان مسلمانش را از آن شهر خارج كنند . فرشتهها به آن حضرت عليه السلام مىگويند : شما از اين شهر بيرون شويد ، مگر زن كافره شما ، او بايد اينجا بماند ، چرا بماند ؟ براى اينكه او نيز از مجرمين است . زمانىكه ما مردم شهر را عذاب مىكنيم او نيز به همراه مردم اين شهر بايد عذاب شود . در زمان قديم همانگونه كه مرد مؤمن مىتوانست زن كافر بگيرد ، بر عكس ، زن مؤمنه نيز مىتوانست شوهر كافر اختيار نمايد ؛ مثل زن فرعون كه شوهرش كافر بود و حتى ادعاى خدايى مىكرد ؛ ولى خود آن زن مجلله ، چنان مومنه و متدينه بود كه در دنيا نظيرش بسيار كم است . در اديان سابق چنين كارى ممكن بود ؛ ولى در اسلام جايز نيست . زن مسلمان نمىتواند شوهر كافر اختيار نمايد . حرام است كه زن مسلمان مؤمنه و متدينه يك مرد كافر را به همسرى خود بگيرد . اينكه مىگويم كافر ، لازم نيست كافر خارجى باشد ؛ بلكه حتى پسر عموى دختر ، پسر خاله ، پسر ماما ، پسر عمه ، پسر همسايه و غير همسايه ؛ اگر كافر باشد ازداواج با او جايز نيست . هركسىكه به دين مقدس اسلام اعتقاد نداشته باشد كافر است و دختر نمىتواند او را شوهر كند .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧١