كنند ، تا در مورد ( كلمه حق ) بحث و گفتگو نمايند . اين اجلاس بايد همه ساله به مدت چند روز داير شود و متخصّصين در مورد كلمه حق ، تبادل افكار كنند تا معنى واقعى حق ، براى همه روشن شود . ايكاش ! چنين مجمعى شكل مىگرفت ، تا حق از باطل تفكيك مىشد . اگر چنين كارى صورت بگيرد يقيناً وضع بشريت تغيير مىكند ؛ وقتى معنى واقعى حق براى مردم روشن شود ، حتماً جلو افراط و تفريط نيز گرفته مىشود .
اشتباه نشود ، من ايدآليست نيستم ؛ ولى بهصورت ايدآل اين پيشنهاد را مطرح مىكنم كه اگر بتوانيم ، چنين مجلسى را تشكيل دهيم كه علاوه بر دانشمندان اسلامى ، متخصّصين اديان و مسلكهاى مختلف ديگر نيز در آن شركت كنند ، عمق مطالب بهدرستى روشن مىشود ، آنها بنشينند ، در تشخيص مصادق باهم صحبت كنند ، حتماً نتيجهى مطلوب بهدست مىآيد . اگر چنين چيزى شكل بگيرد براى بشر روى كرهى زمين بسيار مفيد خواهد بود .
يك مرتبه موضوع تعريف حق است ، كه شايد خيلى مهم نباشد ؛ ولى يكمرتبه تعريف حق نيست ؛ بلكه موضوع اطلاق وجود دارد ، يعنى حق را اطلاق كنيم ، به نفس حقيقت خارجى ، چه اين حقيقت تلخ باشد و چه شرين ؛ مثلا بهكسى گفته مىشود كه پسر شما فاسد شده است ، يا پسر شما نماز نمىخواند ، اينها واقعيتهاى خارجىاست ؛ امّا واقعيتهاى تلخ . واقعيتهاى خارجى گاهى حق است و گاهى باطل . بهعنوان نمونه كسى مىگويد : كه فلان كشور توسط نيروهاى خارجى اشغال شدهاست . يا اينكه مىگويد : مردم كشورما پنجاه درصد از حقوق اوليه خود محروم هستند . اينها واقعيتهاى خارجى است ؛ ولى حق نيست . در اينجا بايد عليه اين واقعيت مبارزه شود ، تا اين واقعيتهاى تلخ از بينبرود . يك موقع اينگونه نيست ؛ بلكه واقعيتها حق است ؛ مانند اينكه بگويد فلان كشور از
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 357
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٥٧