اينصورت نوشته شده بود كه « در افغانستان هيچ قانونى نمىتواند مناقض اساسات دين مقدس اسلام و ارزشهاى مندرج اين قانون باشد » . يعنى در واقع تعريف كلمه ( اساسات ) روشن نبوده و امكان سوء استفاده از آن وجود داشت . ايشان بعد از مطالعه متن ماده سوم ، بر اين كلمه ايراد و آنرا به ضرر قانون مىدانستند . معظمله ، بعد از جلسات متعدّد با مسئولين كميسيون ، از لحاظ علمى و فنى آنان را قانع ساختند تا ماده مذكور را تعديل نمايند و بهجاى آن اين جمله را درج نمايند . « در افغانستان هيج قانون نمىتواند مخالف معتقدات و احكام دين مبين اسلام وضع گردد » « 1 » با درج اين جمله ، بهلطف خداوند جل جلاله و تلاش پيگير اين فقيه خردمند ، اشكالى كه بر ماده سوم قانون اساسى كشور وارد بود نيز رفع گرديد .
4 - رسميت يافتن مذهب جعفرى
معظمله ، علاوه بر تلاشهاى كه در دوران جهاد براى رسميت يافتن مذهب جعفرى انجام داده بودند ؛ از همان اوايل تشكيل كميسيون قانون اساسى ، بهطور جدىتر ، به فعاليت پرداختند و روى اين موضوع بيش از حدّ تلاش نمودند كه بهلطف پروردگارجل جلاله و همّت بلند اين شخصيت بزرگ ، موضوع رسميت يافتن مذهب جعفرى نيز حل گرديده و در متن قانون اساسى كشور گنجانيده شد . « 2 »
5 - نظام اسلامى
ايشان همچنين در سال ( 1382 ه . ش ) در لويه جرگه تصويب قانون اساسى ، با وجود مخالفتهاى شديد خارجىها و عدهاى از دين گريزان داخلى ، توانستند كه بهشكل مدبّرانه در يك رأىگيرى علنى با اتفاق آراى نمايندگان ، نام نظام سياسى
هامش
( 1 ) - محمد آصف محسنى ، قانون اساسى در لويه جرگه ( جدى 1382 ) ، ص 22 .
( 2 ) - همان ، ص 74 .