7 . « أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ » طور / 35
آيا آفريده شدند بدون آفريننده « 1 » يا خودشان آفرينندگان خودند ؟
در اين جمله مختصراً به متقن ترين اصول فلسفه و حكمت و رياضى بر وجود خداوند استدلال شده ، زيرا از ضروريات فلسفه استحاله ترجّح بلا مرجح و وجود معلول بلا علته و استحاله دور است كه نتيجه آن تقدم شىء بر خودش است و با توقف شى بر نفسش و بطورى كه در بعضى از كتابهاى ديگر خود بيان داشته ام بطلان دور نظرى نيست بلكه مانند بطلان ترجّح بلامرجّح ضرورى مى باشد و به اصطلاح عقلى استحاله اين دو موضوع بيّن است نه مبيّن .
خلقت انسان - و هر موجودى ديگر - اگر بدون فاعل باشد ترجّح بلامرجّح است كه در فلسفه ضرورى البطلان است وصدفه صرف ، كه از نظر قوانين رياضى قابل احتمال نبوده مقطوع البطلان
هامش
( 1 ) - بناء على أنَّ المراء بالشيء هوالفاعل و الخالق دون الملة المادية اعنى التراب و الماء .