لَها
» اين موضوع را به بهترين وجهى ثابت مى دارد .
اين كلمه از نظر ادبيات در چهار معنى استعمال مىشود استقرار يافته ، محل استقرار ، زمان استقرار نفس استقرار ، و به اصطلاح ادبى اين وزن و هيأت از كلمه در يكى از چهار صيغه استعمال و به كار برده مىشود اسم مفعول ، اسم مكان ، اسم زمان ، مصدر ميمى ولى انصراف آن درين آيه بسوى اسم مكان خيلى روشن است لذا معناى آيه چنين مىشود .
خورشيد در جريان است و حركت مىكند براى جاى استقرارى كه برايش معين شده و طبعاً اين قرار گاه در حركت ظاهرى و در حركت واقعى وضعيش نامفهوم است ، و حتماً بايد حركت انتقالى او قصد شود تامعناى آيه درست آيد و ازين جاست كه نگارنده اين آيه را از معجزات قرآن كريم به حساب آورد .
دهم : رفتن انسان به آسمانها
در عصر قرآن موضوع مسافرت انسان به آسمان و كرات بالا قابل باور نبود بلكه هيأت بطلميوسى آن را يك امر محال و