مىكند .
و نيز خداوند متعال مى فرمايد :
« وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ »
( نمل / 88 )
و مى بينى كوهها را در حالى كه مى پندارى آنها ساكن و بى حركت است ، با اين كه همچون ابرها مرور و حركت دارند و اين صنع و ساخت خدائى است كه محكم و متقن نموده هر چيز را . و به تحقيق خداوند آگاه است به آنچه به جا مى آوريد .
آيا اين عبارت و اين مضمون در 14 قرن قبل ، قابل گفتن بود و كدام عقل بود كه بتواند بفهمد كوهها بى حركت نيست ، و بواسطه حركت زمين حركت دارد ؟ !
وجدان هر عاقل بى اختيار حكم مىكند كه اين آيه قوى ترين گواهى است بر آسمانى بودن قرآن زيرا حركت كوهها در زمان نزول وحى بلكه صدها سال بعد ، از نظر عقل مردم و محافل علمى آن زمان به منزله انكار يك امر محسوس محسوب مى شد ، بلكه مانند اين بود كه نتيجه ضرب دو در دو را پنج بگوييم .