مى گويد : « نيك بختى در اروپا جز خيالى در اوهام بيش نيست ، فاصله اروپاييها از سعادت خيلى زياد است ، تمام مزاياى مدنيت و حضارت غربى آن همه آرزومندى هاى متداوله دنياى غرب در رسيدن به سعادت حقيقى كمكى نكرد ، و اصلا اثرى نداشته است ؛ بلى اسلام سنگ زير بناى هر عمارت محكمى است كه بر آن بردارى بشريت استوار است .
9 - « ليوپالد فاليس » كه يكى از بزرگترين روزنامه نگاران « نمسا » مى باشد و پس از قبولى اسلام نامش را « محمد اسد » گذاشته چنين مى گويد :
« اسلام از نظرى روحى و اجتماعى با آن همه مشكلاتى كه عقب ماندگى مسلمانان آن ها را به وجود آورده ، بازهم بزرگترين قوه نهضت دهنده براى ملت ها است كه بشريت آن را شناخته . »
او عقب ماندگى ثقافى و اجتماعى مسلمانان را در ترك تعليمات اسلامى مىداند ، ( و در اين مورد مى گويد ) « و اين دورى مسلمانان است كه اسلام را جسد بدون روح نموده است . »
10 - « استاد يحى مسيحى يمنى » كه پس از اسلام آوردن « زايد يحى » ناميده شده مى گويد : « وقتى از من سوال شد : چرا مسلمان
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٤٤