« اروپايى ها اسلام را توحش و بربريت مى دانند ، ولى اگر آنها مى دانستند كه محمد چه قدر براى ازاله وحشى گرى و بربريتى كه در ميان عرب ها بوده زحمت كشيده ، نظريات اورپايى ها فورا تغيير مى كرد .
روح اسلام بر فرازى از فضا پرواز مى نمايد كه فوق آرزو هاى پست و اختلافات نژادى است كه در شرق و غرب عالم رايج است .
موقع كه دين اسلام عقل مرا به تسلط خود در آورد ، در نفس خود احساس خوشبختى و آرمشى نمودم كه هرگز قبلا نديده بودم ، آرى از عقايد مختلفه غربى ها كه مربوط به كليساى مسيحى بود نجات پيدا كردم ، و گويا كه از تاريكى زير زمين به روشنايى آفتاب رسيدم ، زندگى ( حضرت ) محمد مانند آينهاى تفكر عالى سخاوت و بزرگواريو شجاعت و صبر و فعاليت و حلم و عفو و ساير اخلاق نيكويى را كه اساس انسانيت را تشكيل مىدهد منعكس مى سازد .
محمد هيج گاهى براى اصلاحات انسانى خود دست به شمشير و اسلحه نزد مگر وقتى كه براى حفظ حيات بشرى خيلى زياد
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٣٧