فايده هفتم : معذوريت جاهل قاصر
به نظر من جاهل قاصر در تخلف از اصول و فروع ، مستحق عقاب نيست ، كه عقاب بلا بيان عقلا قبيح است و تكليف قاصر به واقع تكليف بفوق وسع و توان است . قرآن آن را نفى مىكند « 1 »
و شكى نيست كه جاهل مقصر در مخالفت اصول و فروع ، مستحق عقاب است ، همانند معاند و متعمد و كه تكليف براى او ثابت شده و او عمدا مخالفت مىكند .
توضيح و تحقيق
جاهل مقصر اگر در اصول ، تقصير و كوتاهى نمىكرد و براى رسيدن بواقع به تفحص و تلاش مىپرداخت در علم اللّه تعالى ، يا به واقع ميرسيد و يا بخلاف واقع .
1 - مقصر در حال تقصير خود معتقد بخلاف واقع است ، ولى خدا ميداند كه اگر او تفحص ميكرد به واقع ميرسيد . او نه بخاطر نفس ترك تفحص كه بخاطر ترك ايمان مستحق عقاب است ، هر چند او به
هامش
( 1 ) - مشهور علماى شيعه و سنى جاهل را معذور نمىدانند و اين نظر بر دو اصل مختلف استوار است . اول انكار قصور جاهل ، دوم عدم قبح ظلم بر خداوند .