همچنين فاصلهاى كه بين زمين و خورشيد ، و غيره ، وجود دارد جزو ماده است و دليل اينكه اين فاصله جزو ماده مىباشد اين است كه نيروى جاذبه از آن ميگذرد و نيروى جاذبه از ماده و ماده از نيروى جاذبه جدا نيست .
در اين نظريه بطورى كه مشاهده مىكنيم حتى تفاوت بين انرژى و ماده از بين رفته و هر دو يكى دانسته شده چون تصريح مىشود كه نيروى جاذبه ، ماده است ، و ماده نيروى جاذبه ، و با هم فرق ندارند .
در اين كه از قرن هيجدهم ميلادى دانشمندان متوجه شده بودند كه ماده و انرژى دو شكل هستند از يك چيز ، ترديدى وجود ندارد . ولى خواص ماده را غير از خواص انرژى ميدانستند .
اما در فيزيك جديد ، تعريف ماده و انرژى طورى مشكل شده كه نميتوان گفت ماده چيست و انرژى چه مىباشد ؟
تا آغاز قرن بيستم ميتوانستند بگويند كه ماده ، عبارت است از انرژى متراكم ، و انرژى عبارت است از ماده مواج .
ولى اكنون اين تعريف ، براى مشخص كردن ماده و انرژى كافى نيست .
وقتى قوه جاذبه همان ماده شد ، كه تا امروز به شكل يك انرژى متراكم و غير مواج شناخته شده بود مواج و نامتناهى مىشود و ناگزير با اين تعريف بايد قبول كرد كه در هستى غير از ماده وجود ندارد و هواپيماها و سفينههاى فضائى در ماده پرواز مىنمايند .
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٦٧