( هستى و نيستى ) تابع اسباب بيرونى باشد آن را ممكن الوجود مينامند .
مفهوميكه در خارجم وجود را قبول ندارد بلكه عدمش ضرورى و لاينفك است آن را ممتنع الوجود و محال اسم گذاشتهاند .
مفهوميكه هستى و نيستى هر دو را از خود داشته باشد . كه شق چهارم اين تقسيم شود . قابل فرض نيست ، بلكه يكى از افراد ممتنع الوجود كه شق سوم است مىباشد ، زيرا معقول نيست يك شئ در حال واحد و نسبت واحدهم موجود باشد ، و هم معدوم .
ازين بيانات اين موضوع واضح شد كه تمام مفاهيم ذهنيه داخل يكى ازين سه عنوان است .
1 - واجب الوجود و ضرورى الوجود
2 - ممكن الوجود
3 - ممتنع الوجود ، ( محال )
و معقول نيست كخه ما مفهومى را فرض كنيم كه يكى ازين سه عنوان را نداشته باشد ، چنان كه معقول نيست يك مفهومى داراى دو عنوان از عناوين سهگانهء مذكور باشد . همانطوريكه ممكن نيست هيچ جسمى از عنوان متحرك و يا ساكن خارج باشد و يا جسمى با فرض وحدت همه جهات داراى هر دو حالت متضاد سكون و حركت باشد .
واجب الوجود همان موجودى است كه مصدر همهء كائنات مىباشد ، و در تشخيص مصداق و صفات آن بين خداپرستان و ماديها اختلاف
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 7
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٧