طبيعت را مورد ارزيابى قرار بدهد اما قدرت معرفى كامل متافيزيك را ندارد و در واقع اين جزءشناسى است نه كلشناسى .
2 - جهانبينى فلسفى ، اگر چه از آن دقت و ذرهنگرى علوم تجربى برخوردار نيست اما ويژگىهاى منحصر بفرد دارد كه به عنوان عالىترين جهانبينى مطرح است و اين جهانبينى متكى بر اصولى است كهاولا از بديهيات اوليهء عقليه است ثانيا ارزش نظرى مطلق دارد ثالثا عام و فراگير است كه شامل متافيزيك نيز مىشود رابعا پايدار و ثابت و غيره قابل تغيير بوده و رنگ جاودانگى دارد . و با قدرت آن مىتوان همهء عالم و تمام هستى را مورد مطالعه قرار داد و از اين ديدگاه است كه متافيزيك به آسانى در چشمانداز بشر قرار گرفته است و همين جهانبينى به عنوان متينترين تكيهگاه ايدئولوژى وجود عينى پيدا كرده است و چهرهء متافيزيك را به وضوح به نمايش گذاشته است .
3 - جهانبينى دينى ، منبع جهانبينى دينى وحى و الهام است كه با ديد حكيمانه از اسرار شگفتانگيز جهان پردهء ابهام را برداشته است ( البته بشر با پيشرفت علم و ساينس ، فلسفه و حكمت توان فهم قسمت آنها را پيدا خواهد كرد )
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة مقدمه 11
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
صمقدمه ١١