توانند در مسايل مستحدثه با رعايت زمانه باز انديشى نموده و حكم آن را بدهند ؛ ولى او معتقد بود كه الفاظ و معانى قرآن از خداوند است و اين كه بعضى ها الفاظ آن را از خود پيامبر دانسته اند و مى گويند معانى بر آن حضرت نازل گشته ، آن را شديدا رد مى كرد .
بلى از شاه ولى الله دهلوى نقل شده كه در ذيل عنوان تدلى گفته كه فقط معانى قرآن بر قلب پيامبر نازل شده و الفاظ آن از پيامبر است . ولى اين قول مخالف صريح آيه 192 تا 194 سوره شعراء و غير آن مى باشد . « 1 »
از سيد جمال افغانى در ابطال نظريه سيد احمد خان هندى نقل شده كه او هر آيهى را كه در آن از فرشته و جن و روح الامين و يا وحى و يا بهشت و دوزخ و يا از معجزات انبياء ذكرى به عمل آمده ، تأويل برده است . ( مقالات جماليه ، ص 97 ) .
او مى گويد فرق بين سيد احمد و زنادقه پيشين در اين است كه آن ها دانشمند بودند و او عامى است ، لذا مقام نبوت آن حضرت را به عنوان اصلاح گر پايين آورده است . « 2 »
پس از سيد احمد هندى ، نصر حامد 1943 شاگرد امين الخولى ( 1904 - 1969 ميلادى ) به انكار وحيانى بودن قرآن پرداخت تا توسط جامع الازهر تكفير گرديد و مرتد اعلام شد . ( 1993 تا 1996 ) .
پس از نصر جمعى بى ادب تر و تندرو تر از او آمدند و جمله هاى بيشتر و باطل ترى در مورد قرآن و نبوت نوشتند .
هامش
( 1 ) -وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ .( شعراء ، آيات 192 تا 194 ) .
( 2 ) - بنابر اين سيد احمد خان هم منكر خاتميت پيامبر بوده و هم منكر آورنده وحى و هم آيات را به نظر خود تأويل مى برده است . و هم منصب نبوت را نوعى مى دانسته و در عين حال قرآن را نيز از جانب خدا مى دانسته . اگر چنين بوده او به قول اسد آبادى عامى بوده است . و الله العالم .