أولت بود يكى قطره آب * كه از آن شستن ثوب است ثواب
از شكم تا بكنار آمدهاى * از راه بول دوبار آمدهاى
آخرت جيفه افتاده بخاك * كرده پنهان بيكى تيره مغاك
بر توان پرده بفرض ار بدرند * چشم نا بسته كسان كم گذرند
در ميانه كه سراسر خوشى است * روز وشب كار تو سرگين كشى است
تنت آراسته از در وگهر * چون شكمبه شكم از سرگين پر
گر بخود نيست شنا وريت * لب گشا دم بشنا گريت
از من اين نكته فراموش مكن * مدحت مدح گران گوش مكن
انجانا الله تعالى بفضله من الكبر ورزقنا التواضع لله وللناس .
الباب 131 : الحسد ( 70 : 237 )
المعتبرة من رواياته سنداً ما ذكرت برقم 1 ، 5 .
واعلم أن المؤلّف العلّامة ( رحمه الله ) نقل عن المشهور حرمة الحسد مطلقاً ،