بسم الله الرّحمن الرّحيم
اللهمّ انت السّلام و منك السّلام و إليك ينتهى السّلام
حضور باهرالنور جناب محترم قرّة عيون الأبرار الحاج محمّدحسن بياتى دامت بركات وجوده الشّريف .
چو تافت بر دل من پرتو جمال حبيب * بديد ديدهء جان حسن بر كمال حبيب
چه التفات به لذّات كاينات كند * كسى كه يافت دمى لذّت وصال حبيب
به دام و دانهء عالم كجا فرود آيد * كسى كه گشت گرفتار زلف و خال حبيب
خيال ملك دو عالم نياورد به خيال * سرى كه نيست دمى خالى از خيال حبيب
حبيب را نتوان يافت در دو كون مثال * اگر چه هر دو جهان هست بر مثال حبيب
درون من نه چنان از حبيب مملوّ شد * كه گر حبيب درآيد بود مجال حبيب
بدان صفت دل و جان از حبيب پر شده است * كه از حبيب ندارم نظر به حال حبيب
چه احتياج بود ديده را به حسن برون * چو در درون متجلّى شود جمال حبيب
ز مشرق دلت اى مغربى چه كرد طلوع * هزار بَدر برفت از نظر هلال حبيب
ديروز نامهاى از أخ أعزّ آقاى حاج محمّدعلى أعزّهاللهتعالى رسيد كه از