Skip to main content

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — Page 474

Contributors:

P.474
ريزه‌ريزه ، صدق هر روزه چرا * جمع مىنايد در اين انبار ما ؟ بس ستاره آتش از آهن جهيد * وين دل سوزيده پذرفت و كشيد ليك در ظلمت يكى دزد نهان * مىنهد انگشت بر استارگان مىكُشد استارگان را يك به يك * تا كه نفروزد چراغى بر فلك چون عناياتت شود با ما مقيم * كى بود بيمى از آن دزد لئيم ؟ گر هزاران دام باشد هر قدم * چون تو با مايى نباشد هيچ غم « 1 »
Footnote
( 1 ) . مثنوىمعنوى ، ص 11 .