است و فورا بايد اقامه شود ؛ و اگر اقامه نشود خطر جدّى مملكت را تهديد مىكند . چون الآن تمام اين گروهكها و احزاب همه مشغولند به نمايش دادن خودشان و پيوسته قوا و افراد خود را زياد مىكنند . مثلًا در روز وفات دكتر مصدّق طرفداران او سى هزار نفر را از طهران حركت داده بودند براى احمدآباد و در آنجا شعارهائى داده بودند بعنوان ملّيّت ، يعنى عليه دستگاه آية الله خمينى كه دستگاه ايشان تقدّس و روحانيّت بود . همچنين احزاب ديگر هم فعّاليّت ميكردند .
و اگر نماز جمعه تشكيل بشود اينها بكلّى از بين مىرود .
نماز جمعهاى كه تشكيل مىشود ديگر صحبت از صد نفر و پانصد نفر نيست ، بلكه نمازى است كه همه ملّت در آن شركت مىكنند .
البتّه اين حرفها را آن وقت ما مىزديم كه يك نماز جمعه در طهران نبود ، يعنى اسمى هم از اين حرفها نبود . و ما هم در مسجد قائم شروع كرديم به بحث كردن از وجوب عينىِ تعيينى نماز جمعه . يعنى تعيينا نماز جمعه واجب است . شبها در هفت جلسه همين موضوع نماز جمعه را بحث كرديم . و حتّى يك شب گفتم : هر كس كه حاضر است با من مباحثه تلويزيونى كند از نقطه نظر وجوب نماز جمعه ، بنده حاضرم ! يك مباحثه فقهى در پشت تلويزيون انجام ميدهيم تا معلوم شود الآن نماز جمعه وجوب تعيينى دارد يا ندارد ؟
و به مرحوم شهيد مطهّرى گفتم : شما كه به قم مشرّف ميشويد و به خدمت آية الله خمينى مىرسيد ، من بيست مادّه دارم ؛ اين بيست مادّه را بايد به ايشان بگوئيد : « 1 »
هامش
( 1 ) بايد توجّه داشت كه شهيد مطهّرى در آن زمان عالىترين مقام مسؤول بعد از رهبرى بودند ، يعنى رياست شوراى انقلاب را به عهده داشتند .