مقدّمات و ترتيب قياساتى است كه به بديهيّات منتهى مىشود ؛ و در اين صورت إنكار آن در حكم انكار ضروريّات و بديهيّات است .
مسائل فلسفيّه مسأله را از مقدّمات خطابيّه و شعريّه و مغالطه و مجادله جدا مىكند ، و آن را بر اساس برهان كه مبنى بر وجدانيّات و أوّليّات و ضروريّات و بديهيّات و غيرهاست قرار مىدهد .
آيات كريمهء قرآنيّه ما را به تعقّل دعوت مىكند . آيا تعقّل غير از ترتيب قياسات است ؟
علم حكمت ما را به حقائق أشياء ، و سرّ آفرينش ، و عرفان به حضرت بارى تعالى شأنه العزيز و أسماء حُسنى و صفات علياى او ، و مسألهء معاد ، و نظام تكوين ، و ولايت ، و ربط بين أزل و أبد ، و هزاران مسألهء بديع و زندهء جهان هستى و كاخ آفرينش آشنا مىسازد ؛ كه :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
. « 1 » « و به آن كسى كه حكمت داده شود ، خير بسيارى به او داده شده است . »
و دربارهء حضرت لقمان مىفرمايد :
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ .
« 2 » « و به تحقيق كه ما به لقمان ، حكمت آموختيم . »
و در بسيارى از آيات قرآن وارد شده است كه رسول أكرم
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 269 ؛ از سورهء 2 : البقرة .
( 2 ) - صدر آيه 12 ، از سورهء 31 : لقمان .