در زمين زنده نرفت و سالم بماند » .
بيان علّامهء طباطبائى در تفسير آيه : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ
و علامّه طباطبائى مُدّ ظلُّه فرمودهاند : عادت عرب اين بود كه دختران را بواسطه فرار از عار و ننگ زنده دفن ميكردند ؛ همانطور كه كريمه شريفه قرآن بر آن دلالت دارد ، آنجا كه گفته است :
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ * يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ [ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ .
] . « 1 »
« و چون به يكى از اعراب جاهلى بشارت و خبر داده مىشد كه زنش دخترى زائيده است ، از شدّت غيظ و غضب چهرهاش سياه مىشد . و از بدى اين بشارت و نگرانى اين خبر ، از ميان قوم خودش متوارى مىشد ؛ و در انديشه ميرفت كه با اين دختر چه كند ؟ آيا با قبول پستى و ذلّت و خوارى او را نگهدارى كند ، و يا آنكه او را در زير خاك پنهان نمايد ؟ آگاه باش كه بد حكمى است كه آنها مىنمودند . »
و مورد خطاب و مؤاخذه از اين عمل در گفتار خداوند :
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
در حقيقت ، پدر اين دختر است كه اين جنايت را بر وى نموده است ، و او بايد از عهده محاكمه و انتقام برآيد ؛ و ليكن مورد پرسش و بازپرسى را در اين آيه ، خود مَوْءُودَة خوانده است و سبب كشته شدن از او سؤال شده است ؛ تا با نوعى از كنايه و تعريض ، قاتل را توبيخ كند ؛ و اين نوع از گفتار توطئه و مقدّمهاى باشد كه وى از خداوند بخواهد كه حقّ او را كاملًا از قاتلش ( كه پدر اوست ) بگيرد و از وى دربارهء جرم و جنايتى كه مرتكب شده است بازخواست نمايد . « 2 »
بارى آنچه اينك مشروحاً بيان شد ، مسأله كشتن أولاد بود كه از گناهان
هامش
( 1 ) آيه 58 و 59 ، از سوره 16 : النّحل
( 2 ) « الميزان » ج 20 ، ص 323