نمايند ، فقط در دژهاى استوار و قلعههاى محكم ، يا از پشت ديوارها دست به نبرد مىزنند . بأس و شدّت آنان در ميان خودشان شديد مىباشد . تو آنان را متّحد و متّفق مىپندارى ، و ليكن دلهايشان متشتّت و متفرّق است ، و اين به علّت آنست كه ايشان گروهى هستند كه انديشه و عقل ندارند . »
اين صهيونيستهاى بُزدل و ترسو و جَبان را مقايسه كنيد با آن خلبانان رشيد اسلام كه در همين جنگ تحميلى چه رشادتهائى بخرج مىدادند ، و تا اقصى نقاط كشور متجاوز انگليس بدست عراق براى انجام مأموريّت خود مىرفتند و مأموريّتشان را در كمال مطلوبيّت انجام مىدادند . تا همين اواخر كه قواى ضدّ هوائى عراق بسيار مجهّز گرديد و كسى جرأت تجاوز از مرز را نداشت چون ضدّ هوائىهاى مختلف در هفت بند متفاوت با آخرين نتيجهء اسلحههاى الكترونيكى هواپيما را سرنگون مىنمودند ؛ و براى بمباران بغداد راهى براى تصوّرش نبود تا چه رسد به تحقّق خارجى آن !
در همين حال يكى از افسران ارشد ، مأموريّت بمباران بغداد را به اختيار خود بر مىگزيند ؛ و با إعمال تمام فوت و فنّهاى مرموز خود ، بالأخره خود را از اين هفت بند مىگذراند و به بغداد مىرساند ، و بغداد را هم كه اينك يك دژ استوار ضدّ هوائى شده بود بمباران مىكند ، و در مراجعت به طيّارهاش زدند ، او با مهارت عجيب و زائد الوصفى طيّاره را ميراند و هدايت مىنمايد تا شايد بتواند آن را در خاك خودمان فرود آورد ؛ ولى نشد ، و طيّاره در خاك عراق بر سر زمين افتاد .
از اين خلبانان ، بسيارى نظام ديده بودند ؛ و به اصطلاح از مردم عادى و از بسيجيان نبودند كه به فنون جنگ و خلبانى وارد نباشند ، ولى در فنّ خود به سرعت در ميان نظاميان كار ميكردند .
اينست كه استعمار كافر در تكاپو افتاده ، و ميخواهد نسل اينان را قطع كند ، و ديگر يك طفل سيزده ساله هم پيدا نشود تا داوطلبانه از روى زمين
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٢