تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

رضايت به بستن لوله‌ها ، با فريب و پنهان داشتن از نظريّهء علماء بوده است

ميگويند : ما به آنها جائزه داده‌ايم ! تلويزيون به حكم قرعه داده‌ايم ! « 1 » پنجهزار تومان پول به مستضعفان داده‌ايم ! جواب اينكه : اين مقدار عيناً به مثابهء آجيلى است كه به طفل مىدهند ، براى آنكه او را بدزدند و سرقت كنند و خونش را بمكند . علاوه ، شما با نيرنگ و حيله اين عمل را انجام داده‌ايد و يك نفر را نه از حكم شرعى ، نه از عواقب مهلكه و خطيرهء اين عمل مطّلع ننموده‌ايد ؛ و اگر بگوئيد : با رضايت خود مرد و زن انجام داده‌ايم ، بايد گفت : با اين تبليغات گسترده بر پايهء مكر و خدعه و بر اساس دروغ و كذب ، رضايت آنان در حكم رضايت آن كفن فروش است كه دزد از وى بستاند : گويند : زنى در آستانهء مرگ بود . و يك پسر داشت كه در تمام عمر از راه دزدى به وى مخارج مىداد . مادر گفت : اى پسرجان ! غذاى مرا در مدّت يك عمر از طريق دزدى آوردى . الان از تو تقاضا دارم فقط يك كفن حلال براى من بياورى ! پسر گفت : به روى چشم ! دوان دوان به سوى دكّان كفن فروش آمد و يك دست كفن گرفت و در زير بغل نهاد كه به منزل بياورد . كفن فروش گفت : پولش را بده ! پسر گفت : بگو حلال ! كفن فروش گفت : چگونه بگويم ؟ ! پسر ، كفن فروش را در زير دست و پاى خود انداخت و بر وى ميكوفت و مىگفت : بگو حلال ! حلال ! كفن فروش گفت : حلال ! حلال ! حلال ! هزار مرتبه حلال ! از
هامش
( 1 ) چند روز قبل روزنامهء « خراسان » ، شنبه 6 صفر 1415 ( 25 / 2 / 73 ) شمارهء 13020 نوشت : « اطّلاعيّه : فرزند كمتر ، زندگى بهتر با دريافت جائزه ؛ بمناسبت بزرگداشت هفتهء كنترل جمعيّت ، بيمارستان و زايشگاه خيريّهء علىّ بن أبى طالب عليه السّلام ، به مردان يا زنانى كه براى انجام وازكتومى و توبكتومى ( جهت جلوگيرى از تراكم و انفجار جمعيّت ) به اين بيمارستان مراجعه كنند ، علاوه بر رايگان بودن عملهاى مذكور ، به حكم قرعه تعدادى تلويزيون اهداء مىنمايد . »