زائيدن منحصر نيست ، و هر كشورى كه ميخواهد در راه توسعه گام بردارد نمىتواند با نيمى از جمعيّت خويش اين راه را بپيمايد ، و يكى از دلائل موفّقيّت كشور تايلند و اندونزى در زمينه افزايش جمعيّت و تنظيم خانواده سرمايه گذارى وسيع در مورد مشاركت زنان در امور اجتماعى و توسعه كشور است » و اگر از نظر جمعيّت شناسى غربى و كارشناسان داخلى ، زناشوئى سبب تغيير متغيّرهاى جمعيّتى مىشود كه عمدهترين نتيجه آن تأثير مستقيم بر بارورى و كمك به افزايش جمعيّت است و بايد جلوى آن به نحوى گرفته شود و . . . همه و همه نشانه آنست كه يكى از اهداف اجتماعى نظر به كنترل جمعيّت ، محدود كردن ازدواجها و كشانيدن بىرويّه زنان به صحنه اجتماع و فعّاليّتهاى اقتصادى و در يك كلام نابود كردن بنياد خانواده و ايجاد فساد اجتماعى است !
ما در نقد و بررسى اين نظريّه از نظر جامعه شناسى نكات مهمّى را بيان داشتيم و در اينجا تنها به اين نكته بسنده ميكنيم كه اثر اين انديشه ، ايجاد زمينه رشد فساد و انحرافات اجتماعى و از بين بردن تمامى اهداف انقلاب و اسلام است . چرا كه هيجانات جنسى جوانان ( دختر و پسر ) بايد به نحوى اطفاء شود ؛ حال اگر خانوادهاى تشكيل نگردد و سنّ ازدواج بالا رود ، اين اطفا شهوات خود را در سطح جامعه به صورت روابط نامشروع جلوهگر مينمايد ، و با رشد يافتن اين روابط نامشروع به يقين جامعه به سمت تباهى و نابودى كشانيده خواهد شد .
جالب اين است كه دكتر نفيس صديق الگوى تايلند كه امروزه يكى از سه كشور فاحشه خيز جهان است را به ايران انقلابى پيشنهاد مىكند ؛ به عبارت بهتر : با شعار كنترل جمعيّت در صدد پرورش فاحشهها در كشور ماست .
براستى چرا تربيت فرزند و كودك هدف بزرگى براى زن نيست و نبايد باشد ؟ !
آيا زن قبل از آنكه وسيله و ابزارى براى اهداف اقتصادى باشد ، خود
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٣