« و روايت شده است كه چون حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام ، آهنگ خروج به سوى عراق را نمودند در مكّه مكرّمه براى ايراد خطبه ايستاده و چنين گفتند :
حمد و سپاس سزاوار خداست . آنچه را كه خدا بخواهد خواهد شد . و قوّه و قدرتى نيست مگر به خدا . و درود بر رسول و فرستاده او باد .
مرگ بر فرزندان آدم به مثابه گردنبند بر گردن دختر جوان كشيده و بسته شده است .
و چه بسيار در آرزو و اشتياق ملاقات و ديدار رفتگان از خاندان خود هستم ، همانند اشتياقى كه يعقوب به ديدار يوسف داشت .
و براى من جائى معيّن و انتخاب شده است كه بايد پيكر من در آنجا بيفتد ، و من بايد به آنجا برسم .
لمعات الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٩