هديّه مىكند ، و بر طبق سنّت و سيره عمر كه به شهرها نوشت : قرآن بخوانند ولى تفسير نكنند و حديثى از پيامبر روايت نكنند ، او هم جلوى قرآن را ميگيرد .
روايات و احاديث وارده در تفسير قرآن از رسول اكرم ، حقيقت قرآن است . و اينان چون به خوبى واقف بودند كه احاديث رسول الله ، جنايت و خيانت آنها را برملا مىكند ، منع از حديث و روايت كردند .
قرآن را بخوانند ؛ امّا بى معنى و بدون محتوى ، بدون فهم و درايت ؛ زيرا اريكه حكومتشان با فهم سازگار نبود . قرآن كتاب علم و تعقّل است ، بنابراين امر به عدم تفسير و معناى قرآن در جميع موارد ، امر به هدم آنست .
ولى خداوند وعده داده است قرآن را حفظ كند ، و متعهّد شده است از دستبرد و تحريف ظاهرى و باطنى مصون بدارد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
« 1 »
« حقّاً و تحقيقاً به عهده ماست كه قرآن را نازل كنيم ؛ و ما حقّاً و تحقيقاً نگهدار و حافظ آنيم » .
« تو مترس از نسخ دين اى مصطفى »
مصطفى را وعده كرد الطاف حقّ * گر بميرى تو نميرد اين سَبَق « 2 » من كتاب و معجزت را خافضم « 3 »
بيش و كم كن را ز قرآن رافضم * من تو را اندر دو عالم رافعم
طاغيان را از حديثت دافعم * كس نتاند بيش و كم كردن در او
تو به از من حافظى ديگر مجو
هامش
( 1 ) آيه 9 ، از سوره 15 : الحجر
( 2 ) كتاب تعليم اطفال . ( تعليقه )
( 3 ) خافض : الخَفْضُ عَمودُ الخباء . ( « خَفْض به معناى چوب و عمود خيمه است . » ) يعنى من كتاب و معجزات را سازنده ستونم ، به اين معنى كه آلت نگهدارى از براى او ميسازم . ( تعليقه )