آورديم ، ولى معذلك قدرى مشروح و مفصّل شد ؛ براى آنكه اطراف و جوانب إشكال مشخّص گردد ؛ و در تقرير و تفهيم آن كوتاهى نشود
.
إشكال مؤلّف كتاب « دانش و ارزش » بر علّامه ، ناشى از عدم فهم معناى « اعتبارى » است
و امّا سخن ما در اين باره اينست كه : جناب صاحب مقاله ، ابداً گفتار علّامه را در « اصول فلسفه و روش رئاليسم » ادراك نكردهاند ، و به معنى و مقصود ايشان نرسيده ؛ و اصولًا حقيقت معناى « اعتبارى » را از « حقيقى » تميز و تشخيص ندادهاند ، آنگاه در صدد رفع و ايراد بر آمده ؛ و در اين كتابى كه عليرغم ضخامت و حجمش كمتر مطلبى را در بردارد ، بر مدّعاى ايشان در مقاله ششم كه راجع به ادراكات اعتبارى است ، دچار خبط و خلط گرديدهاند .
تشريح و تحقيق در معناى اعتباريّات و قيامشان به حقائق
ما ناچار براى نشان دادن مواقع اشتباه ، و مواضع انحراف ، بايد بحثى درباره اعتباريّات و منتهى شدن آنها به حقائق بنمائيم ، تا متانت و استوارى گفتار حضرت استاد علّامه ، و ردائت و بيمايگى كلام مستشكل روشن شود .
حقائق عبارتند از واقعيّات موجود در خارج ، اعمّ از مادّيّات و طبيعيّات و موجودات ملكوتيّهء مجرّده ، و اعمّ از علوم و دانشهاى ذهنيّه كه بر اساس فرض فارض و اعتبار اعتبار كنندهاى تحقّق نيافته باشند .
اعتباريّات عبارتند از چيزهائى كه فقط مَوطن و محلّشان در ذهن است ، و بر اساس فرض فرض كنندهاى تحقّق يافته است ؛ بطوريكه وجوداً و عدماً دائر مدارِ فرض و اعتبار بوده ، به مجرّد اعتبار ، تحقّقِ اعتبارى به خود ميگيرند ؛ و به مجرّد رفع يد از اعتبار و نقض آن هيچگونه تحقّقى ندارند .
البتّه غير از اين دو قسم ، قسم سوّمى هم داريم كه انتزاعيّات هستند . آنها نه از حقائقند و نه از اعتباريّات ، بلكه بواسطه انتزاع و بيرون كشيدن ذهن از حقائق خارجيّه پديد ميآيند ، و خودشان ابداً در خارج تحقّقى ندارند ؛ و فقط محلّ و مورد انتزاعشان در خارج مىباشد ؛ همچون فَوْقيّت و تَحْتيّت .
عنوان فوقيّت ( بالا بودن ) مثلًا فوقيّت بام نسبت به سطح حياط منزل ،