استعدادها و قابليّتهاى سازمان وجودى و حياتى انسان است
.
تنبيه پنجم : فرق حقيقت علم و اخلاق ، فرق امور حقيقيّه و اعتباريّه است
تنبيه پنجم : صاحب همين مقاله بسط و قبض ، در كتاب مستقلّ خود به نام « دانش و ارزش ، پژوهشى در ارتباط علم و اخلاق » فرق ميان آن دو را بدينگونه ذكر كردهاند كه : علم عبارت است از قضاياى خارجيّه كه قابل صدق و كذب هستند ؛ و اخلاق عبارت است از امور اعتباريّه كه ابداً به خارج ارتباط ندارند :
اخلاق علمى نيز خود از فرزندان اين بينش نوين شركآميز علم پرستانه است
مطالب صاحب مقالهء بسط و قبض در كتاب « دانش و ارزش »
تا ميرسد به اينجا كه ميگويد :
وقتى دانستيم كه تشعشعات راديو اكتيو سرطان زايند ( علم ) ، آنگاه ميدانيم كه بايد از آنها حذر كنيم ( اخلاق ) . وقتى دانستيم كه سركوب كردن غرائز ، عقدهزا و ويرانگر شخصيّتاند ( علم ) ، آنگاه پى ميبريم كه نبايد غريزه كُشى و عقده آفرينى كرد ( اخلاق ) وقتى ساختمان شيميائى و آثار فارماكولوژيك و بيوشيميك يك دارو را شناختيم ( علم ) ، آنگاه ميتوانيم تصميم بگيريم كه آن را بايد يا نبايد مصرف كرد .
وقتى ساختمان فاسد و ستمگر و غاصب يك نظام اجتماعى را به درستى تحليل كرديم ( شناخت ) ، آنگاه در برانداختن آن مسؤوليّت مييابيم ( اخلاق ) اينها و صدها نمونه از اين قبيل به روشنى نشان ميدهد كه : علم است كه اخلاق را ميزايد ، و دانش است كه ارزش را ميآفريند ، و شناخت است كه تعهّد ميآورد .
سخنان فوق ، تقرير دقيق طرز تفكّر علم گرايانه مدرن درباره اخلاق است . « 1 »
مقدّمةً علم و اخلاق را به كوتاهى بشناسيم : علم يعنى توصيف ؛ و اخلاق
هامش
( 1 ) كتاب « دانش و ارزش » دكتر عبد الكريم سروش ، طبع دوّم ، ص 12 و 13