است . »
دَميرى در « حيَوةُ الحيوان » گويد : وَ يَأْخُذُ نَفْسَهُ بِالزَّواجِ وَ الْغيرَةِ عَلَى الإناث . « 1 »
« بوزينگان مقيّد به ازدواج هستند ؛ و براى تكثير نسل خود آداب نكاح اختصاصى را رعايت دارند ؛ و نرينههاى آنها بر مادينه هايشان غيرت ميورزند ؛ و در حفظ و حراستشان كوشا ميباشند » .
شراب خوردن ضدّ حكم فطرت و عقل مستقلّ و شرع قويم است
استعمال خمر و مسكر نيز رِجْس است و از عمل شيطان ، بنابراين چگونه ميتواند در شريعتى حلال و در شريعتى حرام شود ؟ !
مسكرات كه عقل را ميزدايند ، و انسان را همطراز مجانين و ديوانگان ميسازند ، آيا مىشود كه مباح شود ؟ !
مردم آرزو دارند كه به شديدترين امراض چون سل و سرطان و پيسى و جذام و كورى و فلج مبتلا شوند ، ولى ديوانه نشوند . انسانيّت انسان به عقل است . انسان منهاى عقل از همه حيوانات و وحوش پستتر است .
كارى كه مسكر بر سر آدمى ميآورد ، او را مجنون مىكند . چه تفاوت است ميان جنون دائمى و جنون موقّت ؟ !
در اين صورت آيا مىشود آن را از جهت حِلّيّت و حرمت لا به شرط دانست ، يا حكم بر حلّيّت آن نمود ؟
گفتيم : احكام فطرى احكامى هستند كه واسطه كمال و سير انسان به اعلى درجهء انسانيّت باشند ؛ آيا شرابخوارى اينطور است ؟ آيا مرد دائم الخمر پيوسته در سير مدارج و معارج كمال است
هامش
( 1 ) « ؟ حيَوة الحيوان » طبع سنگى ، سنه 1285 هجرى قمرى ، باب قاف ، در مادّه قِرْد آورده است .