در قرآن كريم ايمان به غيب « 1 » و ايمان به فرشتگان « 2 » و ما شابههما موضوعيّت در اصل اسلام دارد . مسأله موت و برزخ و قيامت و زندگى جاويد در بهشت و يا دوزخ ، و مُسائله و مكالمه جهنّميان با بهشتيان ، و حور و قصور و رضوان ، و آتش و دركات و ملائكه غضب و أمثال آنها كه معظم از تمام قرآن را تشكيل ميدهد ؛ جزء اصول اصيله اعتقادات است . اگر بنا بشود تمام اين مسائل بر توجيهات تخيّليّه و تمثيلات ذهنيّه تطبيق شود ، ديگر بين اين اصول مسلّمه واقعه با انديشههاى متمرّدين و مرتدّين از طبيعيّون و مادّيّون كه پشت پا به همه اصول زدهاند ، و غير از مادّه و شكم و فرج و سير خورى و اطفاء شهوت و اعمال غضب و پيروى از پندارها و تخيّلات و قواى واهمه ، چيز ديگرى را سرلوحه عمل خود قرار ندادهاند ، چه فرقى موجود است ؟ !
حكمت و عرفان و شرع ، همگى از يك منبعند و متّفقاً دلالت بر يك چيز دارند
فلسفه عاليه و حكمت متعاليه ، و ذوقيّات و وجدانيّات عرفانيّه در مكتب عقل و احساس تمام اين مسائل را حلّ كرده است . و گفتار صادع شريعت را كه از قلب پاك و ضمير منيرش تراوش كرده است ، همه را مستدلّ و بالعيان و المشاهده ، همچون خورشيد فروزان فى رابعة النّهار نشان داده و ميدهد . و شرع و عقل و مشاهده ، امروز بر اصل پايه گذارى قويم آن يگانه
هامش
( 1 ) مانند آيه 3 ، از سوره 2 : البقرة :الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ، و مانند آيه 94 ، از سوره 5 : المآئدة :لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخافُهُ بِالْغَيْبِ .و بطور كلّى تقسيم عوالم به دو عالم غيب و شهادت يك اصل مهمّ در قرآن كريم است ؛ مثل آيه 73 ، از سوره 6 : الانعام :عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ، و مثل آيه 123 ، از سوره 11 : هود :وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ، و مثل آيه 92 ، از سوره 23 : المؤمنون :عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ .( 2 ) مانند آيه 177 ، از سوره 2 : البقرة :لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ .