مقام ولايت بوده باشد ؛ جانهاى گرسنه را اشباع ، و عطش زدگان معارف را سيراب ، و از دو عالم ملك و ملكوت بهره ور ساخت .
مفسّر عاليقدر اسلام : علّامهء طباطبائى در شهرهاى عرب مشهورتر است از ايران
فلهذا ديده مىشود كه : تفسير علامه طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه الزّكىّ امروزه در مصر و لبنان و بعضى از بلاد ديگر چنان شهرتى دارد كه در اينجا ندارد . و با آنكه نويسنده « المَنار » سنّى مذهب است ، و اهل شهر و ديار خود آنها يعنى مصر است معذلك معلّمان و فارغ التّحصيلان و دانشگاهيان مصرى و لبنانى چنان به اين تفسير روى آوردهاند كه قبلًا براى ما قابل تصوّر نبود .
حقير بعد از آنكه رساله « مهر تابان » را به عنوان يادنامه استادمان حضرت علّامه نوشتم و به زودى منتشر شد ، چندى نگذشته بود كه روزى در مشهد مقدّس به ديدن يكى از علماى نجف اشرف كه فعلًا در قم اقامت دارند ، و به مشهد مشرّف شده بودند ، رفتم . آن مجلس متشكّل از جميع آقازادگان و دامادان ايشان بود .
چون بالمناسبة سخن از رحلت علّامه پيش آمد ، و حضّار هر يك چيزى ميگفتند ، يكى از دامادهاى ايشان كه متولّد نجف بود و اصلًا عرب و از نوادههاى مرحوم صَدر بود به من گفت : شما چرا اين يادنامه را به زبان عربى ننوشتيد ؟ ! اين كتاب سزاوار بود بدان زبان نوشته شود !
حقير گفتم : آخر علّامه ، فارسى زبان و محلّ و موطنشان در ايران است . اين كتاب براى اطّلاع از احوال ايشان است و معلوم است كه شهرت ايشان در ايران است .
گفت : آقا شما اشتباه ميكنيد ! علّامه در بلاد عرب دهها برابر شهرتش از ايران بيشتر است . استادان دانشگاهها و اهل فنّ و اطّلاع و حتّى دانشجويان استنادشان به تفسير « الميزان » ، يك امر روزمرّه است . همگى تفسير « الميزان » را به عنوان يك مصدر اصيل تحقيق ميدانند ؛ و تفسيرهاى « المَنار » و